560 سال قبل از میلاد مسیح، درست همان جایی که امروزه رود مانتالیا به دریا می ریزد شهری سرسبز و خوش آب و هوا بود که طرابلس نام داشت. این شهر از لحاظ منابع آنقدر غنی بود که همه چیز برای مردم مهیا بود و کسی را نیاز به کار و زحمت نبود. در ابتدا همه چیز داشت به خوبی پیش می رفت و مردم در خانه هایی بافته از عشق و سرخوشی روزگار می گزراندند. اما اینکه چرا عشق به تدریج در این شهر رنگ باخت و شهر را یک باره از این رو به آن رو کرد بر کسی معلوم نیست. مردهای آنجا به دروغ و هوسبازی روی آوردند و عشق تنها وسیله ای برای اغفال و همخوابی با دختران شهر شد. دختران ساده دل زود به دروغها دل می بستند و عاشق می شدند. اما مردها که آنها را تنها برای یک شب می خواستند، زنها را چون عروسکهایی دستمالی و سپس دست به دست می کردند. آنها مست می کردند و عربده می زدند و شبها با عروسکهای تزئینی شان همخواب می شدند. آنها را کتک می زدند، چون خدمتکاری به کار می گماشتند و سپس رهایشان می کردند. مادران زخم خورده به دنبال پدر بچه هایشان می گشتند، اما هیچ مردی را پناه نمی یافتند. زنها به تدریج از عشق ناامید شدند، و در هنگام تربیت  فرزندانشان، آنها را نیز از عشق برحذر میداشتند.

سالها گذشت، کودکان بزرگ شدند و طرابلس به شهر عجیبی بدل شد. دختران شهر به کنج خانه ها خزیدند و دیگر هیچ مردی را تمکین نمی کردند. انگار داشتند انتقام مادران شکست خورده شان را می گرفتند. گاهی نیز با بدنی نیمه برهنه در شهر ظاهر می شدند تا پسران را بفریبند. پسرها ناله های شهوانی سر می دادند و دخترها نیز آنها را ماهرانه به دنبال خود می کشاندند، اما چیزی جز حقارت و پستی نصیبشان نمی کردند. پسران حشری در شهر پرسه می زدند و آرزوی همخوابگی کم و بیش دیوانه شان کرده بود. عده ای شان به همجنس بازی گرویدند، عده ای تن به عزلت و ریاضت دادند، عده ای خودکشی کردند و عده ای شان نیز راهی نیافتند جز اینکه به زور به دختران تجاوز کنند.

در مورد سرنوشت این شهر شوم حرفهای بسیاری زده اند. عده ای می گویند به علت توقف تولید مثل مردم به تدریج پیر شدند و مُردند، و ردّی نیز از خود به جای نگذاشتند. عده ای هم می گویند بحران جنسی همه را به آشوب کشانید و مردم در یک خودکشی دسته جمعی خود را از شر زندگی خلاص نمودند. عده ای هم می گویند به علت اشکلاتی در کانال کشی زیرزمینی، روزی فاضلاب این شهر طغیان نمود و همه در نجاست خود غرقه شدند. عده ای نیز هلاکت مردم شهر را به یک بیماری همه گیر و ناشناخته جنسی نسبت می دهند. اما آنچه مسلم است اینست که تمامی مردم آن شهر در فاجعه ای همه گیر و هولناک جان سپردند و هیچ نسلی از آنها امروزه باقی نمانده است.